اولین زمستان رندگی
زمستان فرا رسید با همه قشنگیهاش. با وجود امبرعلی عزیز امسال قشنگیهای زمستان صدبرابرشده متاسفانه در آخرین روزهای پاییز امیرعلی دچار سرماخوردگی شد با اینکه نه جایی رفته بودیم نه کسی میتلا بود خونمون هم امسال خیلی گرم و خوبه روزها و شبهای سختی بود وقتی پسر کوچولوم سرفه می کرد وقتی با صدای گرفتش گریه می کرد منم اشکم در میومد داره کم کم می فهمم که چقدر دوستش دارم دوبار رفتیم دکتر و بخور دائم بالاسرش بود اما بهرحال 6روز طول کشید تا حالش بهتر شد و اما بعد ....... دلم می خواست اولین شب یلدای امیرعلی برای همه خاطره بشه واسه همین تصمیم گرفتم گیفت شب یلدا درست کنم البته یواشکی هیچکس حتی بابایی هم تا آخرین لحظه خب...
نویسنده :
مامانی
20:18






